ماشين جوجه كشي خانگي

ماشين جوجه كشي خانگي

     جوجه كشي بوقلمون را خاص و حرفه اي انجام دهيد

جوجه كشي بوقلمون را خاص و حرفه اي انجام دهيد

جوجه كشي بوقلمون با تهيه تخم نطفه دار مناسب آغاز مي شود . از آن جا كه بوقلمون ها سنگين وزن هستند ميزان جفت گيري ناموفق در اين پرنده زياد مي باشد و در نتيجه ميزان تخم هاي بي نطفه درجوجه كشي بوقلمون زياد مشاهده مي شود . لذا لازم است در برخي نژاد هاي سنگين بوقلمون از عمل تلقيح مصنوعي استفاده شود .

شيوه نگهداري و حمل و نقل تخم نطفه دار بوقلمون تاثير زيادي بر بالا رفتن درصد هچ بوقلمون ها دارد . رعايت اين اصول براي تمامي پرندگان يكسان بوده و مي توانيد شرايط لازم نگهداري تخم نطفه دار را از اينجا ببينيد .

مهم ترين عامل جهت بدست آوردن بهترين نتيجه در جريان جوجه كشي بوقلمون ، تامين درجه حرارت مناسب جهت رشد جنين مي باشد . علاوه بر رطوبت ، تهويه و چرخش هوا در دستگاه جوجه كشيبوقلمون از موارد مهمي هستند كه اگر به درستي كنترل نشوند عوارض نامطلوب و جبران ناپذيري بر عملكرد جوجه كشي بوقلمون و پرورش بوقلمون خواهد داشت .

در نهايت تخم ها به تغييرات ناچيز اين سه عامل چندان حساس نمي باشد ، ولي يك تغيير جزئي در درجه حرارت قابل تحمل براي جنين و افزايش يا كاهش غير ضروري آن مي تواند تاثير بسزايي در كاهش قابليت جوجه درآوري تخم بوقلمون ها داشته باشد .

بايد توجه داشت كه بهترين دما در جوجه كشي بوقلمون ، ميانگين دماي ۳۷/۵ درجه سانتي گراد مي باشد . جوجه كشي در دماي بالاتر از ۳۸ درجه و در روزهاي ۲۴ ـ ۱۸ كاهش قابل توجه اي در قابليت جوجه درآوري و افزايش تلفات جنين در پي داشته و نشانه هاي ويژه اي را از نظر آسيب شناسي از قبيل وارونگي و جابه جا شدگي جنين ، آب آوردن چشم ها ، به وجود خواهد آورد . هم چنين ثابت نگه داشتن دما در حدود ۳۶/۵ درجه باعث تاخير در جوجه درآوري بوقلمون مي شود . درجه حرارت هاي بيشتر از ۳۷/۵ درجه سانتي گراد ، نسبت به درجه حرارت هاي كم تر از آن به مراتب اثرات مخرب تري را برجوجه كشي بوقلمون خواهد داشت .

بيشترين كاهش در ميزان جوجه كشي بوقلمون هنگامي مشاهده مي شود كه درجه حرارت زياد در طول هفته دوم جوجه كشي اعمال شود ، به عبارت ديگر اعمال دماي ۳۸ درجه هنگامي كه به مدت ۶ روز و در هفته اول ، سوم و چهارم  جوجه كشي اعمال گردد ، تاثيري بر نتيجه هچ نخواهد داشت .

جوجه بوقلمون

در جوجه كشي بوقلمون هر هفته دما را تغيير دهيد

.اما در هفته دوم جوجه كشي بوقلمون اعمال همين دما ، باعث كاهش در ميزان جوجه درآوري مي شود . اين مسئله نشان دهنده حساسيت ويژه جنين بوقلمون به دماهاي بالا به خصوص در هفته دوم جوجه كشي مي باشد . بنابر اين بهتر است كه در جوجه كشي بوقلمون در ابتداي دروه دما را بر روي ۳۸/۵ تنظيم كرده و در روز ششم دما را به ۳۷/۷ درجه تغيير دهيم و پس از پايان روز ۱۴ دما را به ۳۷/۵ تغيير دهيم  و تا روز ۲۵ اين دما را حفظ مي كنيم .

در روز ۲۵ براي ورود به مرحله هچ لازم است تا دماي دستگاه را به  ۳۷/۲ كاهش دهيم . رطوبت نسبي بايد در حدود ۶۰ درصد در ۲۴ روز اول و ۷۰ درصد در ۴ روز آخر باشد . مدت زمان جوجه كشي در بوقلمون ۲۸ روز است . معمولا جوجه ها از روز ۲۷ شروع به نوك زدن و درآمدن از تخم مي كنند .

تنظيمات دما و رطوبت جوجه كشي بوقلمون در دستگاه جوجه كشي به شرح زير مي باشد

جوجه كشي بوقلمون

جوجه كشي شتر مرغ ،  جوجه كشي غاز ، طاووس  و بوقلمون داراي شرايط خاصي مي باشد و لازم است تا با علم وتجربه كافي اقدام به جوجه كشي در مقياس بالا انجام دهيد . با توجه به شرايط خاص مورد نياز جنين بوقلمون ، لازم است تا از دستگاه هاي جوجه كشي به گونه اي استفاده شود تا يك مرتبه در دستگاه تخم بوقلمون ها چيده شود و تا روز آخر ديگر تخم بوقلمون جديد وارد دستگاه نشود . لذا دستگاه هايي كه هر هفته ورودي جديد دارند مناسب جوجه كشي بوقلمون نمي باشند .

در طول جوجه كشي با انجام عمليات كندلينگ ( نوربيني ) تخم هاي فاسد و بدون نطفه را از دستگاه جوجه كشي خارج كنيد تا گازهاي آلوده داخل دستگاه منتشر نشود . اين عمل اكسيژن رساني را در هنگام هچ بهتر مي كند .

در هنگام هچ شدن جوجه بوقلمون ها صبر كنيد تا تمامي جوجه ها متولد شوند و سپس اقدام به باز كردن درب دستگاه هچر كنيد . جوجه ها در هفته اول به دماي ۳۵ درجه  و هفته دوم دماي ۳۲ درجه و هفته سوم دماي ۲۹ درجه و به ترتيب هفته هاي بعد ۲۶ و ۲۴ درجه نياز دارند كه استفاده از مادر مصنوعي براي گرم كردن جوجه بوقلمون ها توصيه مي شود .

جوجه بوقلمون

پرورش صنعتي بوقلمون فرمول دان بوقلمون

فرمون دان بوقلمون نژادهاي بوقلمون

قفس بلدرچين

تخم گذاري بلدرچين كشتارگاه بلدرچين

غذاي بلدرچين

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     جوجه كشي غاز دستگاه مخصوص غاز نمي خواهد وليكن ترفندهايي دارد

جوجه كشي غاز به طور مصنوعي با دستكاه جوجه كشي ترفندهايي دارد و مهم ترين ترفند جوجه كشي غاز اسپري آب بر روي تخم غاز مي باشد.

جوجه كشي غاز در شهرهاي شمال ايران از ديرباز مورد علاقه مردم بومي بوده. اين علاقه به پرورش غاز بي دليل نبوده و حتما فوايدي را براي مردم داشته است. غازها در باغات همانند يك كارگر به هرس علف ها مشغول بودند و زمين را با كود توليدي غني مي كردند. و در شاليزار ها پس از درو محصول از ساقه اي برجا مانده تغذيه مي كردند.

پرورش سنتي غاز

بنابر اين غاز ها تغذيه گياهي مناسب دارند و بر خلاف اردك ها علاقه اي به استفاده از لجن مرداب ها ندارند و گوشت خوش طعم و عطري دارند.

اما غازها در جوجه كشي طبيعي به دليل طول دوره جوجه كشي غاز كه ۲۸ تا ۳۵ روز در نژاد هاي مختلف متغيير است، تعداد كمتري توليدمثل مي كنند. لذا استفاده از ماشين جوجه كشي  براي جوجه كشي غاز صرفه اقتصادي نگهداري غاز ها را بالا مي برد.

در اين نوشتار قصد داريم با يادآوري برخي نكات مهم در جوجه كشي غاز شانس موفقيت جوجه درآوري غاز ها را افزايش دهيم.

جوجه كشي غاز

۱ – يك باور غلط :

دستگاه جوجه كشي مخصوص غاز بخريم !!!!

آيا دستگاه جوجه كشي مخصوص يك پرنده خاص توليد مي شود و يا براي پرندگان متفاوت متغير است؟ لازم است بدانيم دستگاه جوجه كشي يك انكوباتور پيشرفته است كه شرايط دما و رطوبت و اكسيژن لازم را همراه با چرخش تخم ها فراهم مي كند تا تخم پرندگان تبديل به جوجه شود.

پس چرا برخي فروشندگان ادعا مي كنند فلان دستگاه براي جوجه كشي غاز مناسب هست يا نيست؟ در حقيقت از جهل خريدار استفاده مي كنند و ترفندي براي بازاريابي آنها مي باشد. ولي اينكه يك سازنده دستگاه يك مدل از دستگاه را توصيه مي كند كه براي جوجه كشي غاز مناسب تر است چه دليلي دارد؟

توصيه به يك مدل خاص از دستگاه براي جوجه كشي غاز فقط دو دليل دارد، اول ظرفيت مناسب با توليد تخم نطفه دار و دوم نوع گردش تخم غاز ها كه در ادامه توضيح مي دهيم تخم غاز ها چه نوع گردشي لازم دارند.

دستگاه جوجه كشي غاز

۲ – دماي دستگاه جوجه كشي غاز:

جنين غاز در طول دوره رشد شرايط دمايي خاص را لازم دارد تا مراحل رشد جنيني را به درستي طي كرد و به موقع هچ شود . دقت كنيد در جوجه كشي غاز همانند جوجه كشي بوقلمون و جوجه كشي اردك در طول دوره بايد در فواصل منظم مقدار دما تغيير كند، در هنگام چيدن تخم ها داخل دستگاه دما را روي ۳۸.۵ درجه تنظيم كنيد و پس از يك هفته دما را به ۳۷.۷ درجه سلسيوس تغيير دهيد. در پايان هفته سوم اين تغيير جزئي تر شده و دما را به ۳۷.۵ تغيير مي دهيم. اين دما تا سه روز قبل از تولد ثابت بوده و در ايام هچر دما را به ۳۷.۲ كاهش مي دهيم. دقت كنيد اگر از قابليت انتخاب پرنده سيستم كنترل دستگاه جوجه كشي استفاده ميكنيد به دليل ثابت بودن دما در طول دوره در اين بردها شانس موفقيت كاهش مي يابد. بهتر است تا جي اس ام دستگاه جوجه كشي را فعال كنيد تا اگر در پايان هر هفته به دستگاه نزديك نبوديد بتوانيد با گوشي موبايل و نرم افزار اندرويد جوجه كشي با خيال راحت مقدار دما را تغيير دهيد.

۳ – آب پاشي تخم غاز در دستگاه جوجه كشي:

از ديگر توصيه ها براي جوجه كشي غاز آب پاشي تخم غازهاي داخل دستگاه در برخي ايام هست . براي اين كار يك عدد اسپري آب پاش را با آبي كه از قبل جوشانده شده و عاري از آلودگي هست پر كرده و اب پاش را جهت هم دما شدن اب با دماي تخم غاز ها داخل دستگاه جوجه كشي غاز قرار مي دهيم. از شروع روز هشتم جوجه كشي سعي كنيد روزانه يك بار دستگاه را خاموش كرده و به مدت ۵ دقيقه درب دستگاه را باز كنيد و با ملايمت با همان اسپري اقدام به آب پاشي پودري روي تخم هاي غاز نماييد. و پس از نهايت ۱۰ دقيقه درب دستگاه را بسته و دستگاه را روشن نماييد. اين باز بودن درب ارتباطي با مبحث اكسيژن ندارد و فقط براي كاهش چند درجه اي دما و ايجاد يك شوك مختصر است. هنگام باز كردن درب دستگاه دماي محيط در حدود ۲۵ درجه باشد.

دستگاه جوجه كشي غاز

۴ –  رطوبت جوجه كشي غاز:

رطوبت در جوجه كشي غاز به طور متوسط در حدود ۶۰ درصد بوده و فقط در سه روز پاياني رطوبت ماشين جوجه كشي غاز را به ۷۰ تا ۷۵ درصد افزايش دهيد. شرايط رطوبت جوجه كشي مرغ هم شباهت زيادي با جوجه كشي غاز دارد.

۵ – ميزان اكسيژن لازم براي جوجه كشي غاز :

جوجه كشي غاز را در محيط هاي با ميزان اكسيژن كم انجام ندهيد. جنين هاي غاز به ميزان اكسيژن بالا نياز دارند لذا مهمترين كار براي جوجه كشي غاز نوربيني تخم غازها بوده ( كندلينگ ) تا بتوانيد به موقع تخم هاي فاسد و بي نطفه را خارج كنيد . دقت كنيد تخم غاز هاي خراب توليد گازهاي كشنده براي ساير جنين ها مي كنند و ميزان اكسيژن محيط را كم ميكنند و حتي امكان انفجار آن ها داخل دستگاه هست.

همچنين مجهز بودن دستگاه جوجه كشي غاز به فن هاي تهويه اضطراري و برنامه دار اهميت بالايي دارد.

۶ – گردش تخم غاز در دستگاه جوجه كشي:

تجربه ثابت كرده تخم غاز هايي كه به طور خوابيده درون سبدهاي هچري قرار گرفته اند و هنگام چرخيدن راك دستگاه مقداري مي غلتند هچ موفق تري دارند. پس توصيه ما اين است تا از ابتداي دوري جوجه كشي تخم غاز ها را داخل سيني يا همان سبد هچر بخوابانيد و فضاي كافي بين تخم ها قرار دهيد تا امكان غلتيدن وجود داشته باشد. گاها ديده شده افرارد تخم غاز را داخل شبد هچر هاي جداره دار يا همان به اصطلاح شانه همه كاره چيده اند و بين تخم غازها تيغه ها را قرار داده اند، اين كار جلوي غلتيدن را ميگيرد.

تخم غاز

براي گردش راك ها دو برنامه مي توان انجام داد حركت يك باره در هر چند ساعت يك بار ( از يك ساعت تا ۴ ساعت ) و يا حركت آهسته و نا محسوس  به طوريكه در هر يك ساعت به آرامي يك بار گردش انجام شود. حالت دوم توصيه اكثر حرفه اي ها به شماست.

۷ – تهيه تخم نطفه دار غاز:

غاز ها اگرچه از يك سالگي تخمگذاري مي كنند اما مناسب ترين تخم غاز براي جوجه كشي غاز حاصل مادران بالاي ۲ سال تا ۱۰ سال است. همچنين از غازهاي نر مي توان تا ۷ سال نطفه مناسب دريافت كرد. براي نطفه داري بالا بهتر است در مزرعه پرورش غاز به ازاي هر ۲ يا ۳ غاز ماد يك غاز نر بالاي دو سال سن نگهداري كرد. در هنگام خريد تخم نطفه دار غاز به تمام نكات خريد نطفه دار كه قبلا در مقاله اي توضيح داديم توجه كنيد.

تخم نطفه دار غاز

مزرعه پرورش غاز

۸ – نظافت تخم نطفه دار غاز

از آنجا كه فضولات غاز ها معمولا شل و آبكي هست احتمال آلوده شدن تخم غاز به فضولات بسيار زياد است. تخم هاي آلوده به فضولات مناسب جوجه كشي نيستند و بايد قبل از ورود به دستگاه جوجه كشي نظافت شوند. استفاده از اجسام زبر مثل سمباده در نظافت تخم غاز باعت از بين رفتن كوتيكول ( لايه محافظ پوسته در برابر ورود ميكروب ها ) شده و احتمال ورود آلودگي به داخل تخم غاز افزايش مي يابد.
توصيه ميكنيم قبل از جوجه كشي غاز براي نظافت تخم غاز، از يك دستمال مرطوب شده با آب نمك استفاده كنيد و به سرعت با يك دستمال خشك رطوبت برجا مانده را خشك كنيد.

پرورش غاز

 

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     ۵ عامل مؤثر براي افزايش تخم گذاري بلدرچين ها

اگر شما هم چند وقتي هست مشغول پرورش بلدرچين هستيد حتما متوجه شديد كه گاها يك گله بلدرچين مولد يك نواخت تخم گذاري نميكند و يا مقدار تخم گذاري بلدرچين ها در روز كم تر از حد انتظار است و نگهداري گله توجيه اقتصادي خود را از دست مي دهد.

اينكه بلدرچين ها توليدشان به پيك نزديك باشد و مدت دوره تخم گذاري بلدرچين طولاني تر باشد به عوامل متعددي بستگي دارد براي بررسي بهتر اين موضوع لازم است عوامل تخم گذاري بهتر را در دو دوره قبل از شروع توليد و حين توليد تقسيم و بررسي كنيم.

عوامل موثر قبل از شروع تخم گذاري بلدرچين

مهمترين دوران براي يك گله مولد از زمان هچ آغاز ميشود و تا ۵۰ روزگي ادامه پيدا ميكند. دقت كنيد اگر جوجه هاي اختصاص يافته براي گله مولد دوران جوجه كشي داخل دستگاه جوجه كشي و يا روزهاي ابتدايي خارج از دستگاه با مشكلات  سپري كرده باشند در طول دوره تخمگذاري نمي توانند بازدهي بالا داشته باشند. بيشترين آسيب جوجه ها مربوط به از دست دادن آب در دوران هچر و روزهاي اول تولد است. پايين بودن رطوبت هچر و در دسترس نبودن آب كافي براي جوجه بلدرچين ها در روزهاي آغازين پرورش مي تواند مشكل دي هيدراته شدن و يا همان كم آبي بدن را ايجاد كرده و صدمات جدي به اندام هاي بلدرچين وارد كند.

همچنين تغذيه مناسب اين دوران در ساخت اندامي مناسب براي زمان تخم گذاري بلدرچين كمك مهمي خواهد كرد. جيره هاي با فقر غذايي در مواد معدني و ويتامين ها عمر مفيد تخمگذاري را قطعا كاهش خواهد داد.

عوامل موثر بر افزايش تخم گذاري بلدرچين به ترتيب اهميت عبارتند از :

جيره غذايي بلدرچيناولين و مهمترين عامل استفاده از دان بلدرچين مناسب و با كيفيت است. وقتي صحبت از دان بلدرچين ميشود منظور يك دان با فرمولاسيون مناسب ايام توليد است كه در سايز مناسب آسياب يا پليت شده است. براي آگاه شدن از اقلام مورد نياز جيره غذايي بلدرچين تخم گذار و يا ساير جيره ها مثل دان بلدرچين گوشتي و دادن جوجه بلدرچين و يا دان بلدرچين مولد به مقالات مربوط  كه در همين سايت قرار داديم مراجعه كنيد. به تاريخ ماندگاري دان توجه كنيد اگر بهترين دان دنيا را در اختيار داشته باشيد درصورت فساد و تشكيل قارچ ها داخل دان ميتواند صدمات جدي به گله وارد كند و باعث تلفات و افت توليد شود. در زمان نگهداري دان ها دماي محيط انبار را بين ۸ تا ۱۵ درجه قرار دهيد و از تماس پرندگان وحشي و حيوانات موذي در امان نگهداريد تا بيماري ها را به گله منتقل نكنند. و مسئله مهم ديگر در توزيع جيره در فاصله هاي زماني منظم در طول روز مي باشد بهتر است دان مورد نياز در ۳ الي ۴ نوبت با فاصله هاي دو تا سه ساعت در اختيار پرنده ها قرار گيرد. توجه كنيد يك بلدرچين تخم گذار بالغ روزانه حدود ۳۰ گرم دان مصرف ميكند. اگر بيش از اين مقدار دان در اختيار بلدرچين ها قرار گيرد موجب چاق شدن پرنده و بيماري پرولاپس شده و باعث تلفات و افت تخم گذاري بلدرچين مي شود.

آبدر دسترس بودن دائمي آب با درجه حرارت مناسب بين ۲۰ تا ۲۵ درجه بسيار مهم است يك قطعي آب ۱۰ ساعته مي تواند تا چند روز توليد گله را تهت تاثير قرار دهد و حتي در موارد طولاني تر باعث تلفات سنگين شود.

تهويه مناسب سالن و اكسيژن رساني كافي باعث مي شود تا بلدرچين ها كمتر با بيماري هاي تنفسي درگير شوند و توليدات بهتر و منظم تري داشته باشند. در اثر تهويه ناقص سالن تجمع گاز آمونياك حاصل از تجمع كود مي تواند آسيب جدي به توليد داشته باشد. حفظ دماي سالن به طور يكنواخت بين عدد ۲۰ تا ۲۵ درجه مخصوصاَ در سالن هاي مجهز به قفس در كف و بالاي سالن بلدرچين بسيار تاثير گذار است. استرس دمايي در طيور موجب كاهش مصرف دان و افت توليد ميشود.

 اجراي يك برنامه نوردهي صحيح و مناسب براي بلدرچين ها  بسيار حياتي و مهم است. به طور كلي بهتر است برنامه نوري را از قبل از دوران توليد داشته باشيم به طوري كه  در آغاز رشد در حدود ۶۰ تا ۷۰ لوكس باشد و در هفته سوم به ۱۰ لوكس افزايش يابد و مدت روشنايي اعمال شده نيز حداقل ۱۶ تا ۱۸ ساعت باشد.

قابل توجه است كه طبق برخي تحقيقات انجام يافته گروهي از پرورش دهندگان بلدرچين تا ۲۳ ساعت نوردهي را اعمال مي نمايند و حتي در بعضي از مزارع صنعتي پرورش بلدرچين ايتاليا از برنامه ۲۴ ساعته نوردهي استفاده مي شود. بايد در نظر داشت كه در هر حالت جهت دستيابي به حداكثر ميزان تخم گذاري بلدرچين ، اعمال برنامه ۱۶ تا ۱۸ ساعت روشنايي ضروري است. همچنين مفيد است بدانيد براساس برخي گزارش هاي اعمال ۲۴ ساعت نوردهي سبب تسريع بلوغ جنسي ميگردد در حالي كه ۱۶ تا ۱۸ ساعت نوردهي باعث تاخير در بلوغ جنسي مي شود.

قفس بلدرچين تجهيزات مناسب نگهداري بلدرچين بايد حداقل استاندارد هاي لازم را داشته باشند. استفاده از يك قفس بلدرچين غير اصولي ميتواند تمام زحمات شما را از بين ببرد. شيب نا مناسب قفس ها باعث صدمه به پوسته تخم ها مي شود . طراحي صحيح شبكه ها و فاصله طبقات و باكس ها از هم ديگر در هوادهي به بلدرچين ها اثر گذار است. استفاده از سيني هاي مناسب تخليه كود مانع تماس كود با دانخوري هاي طبقات پايين دست مي شود. براي درك اهميت انتخاب مناسب ترين قفس بلدرچين مقاله كاملي در اين سايت قرار داده شده كه مطالعه آن براي شما خالي از لطف نيست.

راهنماي انتخاب قفس بلدرچين

 

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     نژادهاي گوناگون كبك (بخش دوم)

كبك سياه

نام ديگر آن كبك «جنگلي سياه» نام علمي آن Melanoperdix niger است. اين گونه در سال ۱۸۲۹م توسط جانورشناس ايرلندي «نيكولاس ويگورز» شناسايي شد. اين گونه يكي از كوچك ترين گونه هاي كبك است و اندازه آن در حدود ۲۷۷ سانتي متر است. خاستگاه آن جنگل هاي استوايي و دشت هاي مالزي و برونئي و جزيره سوماترا در جنوب شرق آسيا است. اين گونه در سنگاپور نيز وجود داشته اما امروزه در آن يافت نمي شود. كبك سياه در ليست پرندگان در حال انقراض مي باشد. كبك مذكور جزو پرندگان «مونو مورفيك» است يعني رنگ پرهاي نر با رنگ پرهاي ماده متفاوت است به طوري كه پرنده تر پر و بالي مشكي دارد  منقار آن سياه رنگ است در حالي كه پرنده ماده به رنگ بلوطي تيره با گلو و شكمي مايل به سفيد مي باشد و از لحاظ اندازه كمي پرنده نر كوچك تر است، به همين علت تعيين جنسيت آن به راحتي صورت مي گيرد. پرنده ماده معمولاً در هر بار ۵ تا ۶ تخم مي گذارد.

كبك جنگل روبيهو

نام علمي آن Xenoperdix obscurata است. اين گونه در سال ۲۰۰۵م توسط دو تن از طبيعي دانان به نام هاي «ريوري بووي» و «جان فيجسا» شناسايي گرديد. خاستگاه آن جنگل روبيهو در كشور تانزانيا است. اندازه آن در حدود ۲۹۹ سانتيمتر است. پر و بال آن در ناحيه پشت تا دمگاه به رنگ بلوطي بوده و منقار و زير گلو آن به رنگ سرخ است و سينه و شكم آن به رنگ سفيد با لكه هاي مشكي و پاها زرد رنگ است. در حال حاضر اين پرنده جزو پرندگان در حال انقراض به شمار مي رود.

كبك شكم بلوطي

نام علمي آن Arborophila javanica است. اين گونه در سال ۱۷۸۹م توسط طبيعي دان و گياه شناس آلماني «جان فردريك جملين» شناسايي گرديد. نام هاي ديگر آن «كبك تپه اي شكم بلوطي» و «كبك تپه اي جاوه» مي باشد. كبك كوچكي كه اندازه آن در حدود ۲۸۸ سانتيمتر است. رنگ تاج و پس سر پرنده قهوه اي و پاها قرمز و سينه خاكستري و بالها قهوه اي و رنگ پوست صورت سرخ رنگ و ماسك و گلو و منقار به رنگ سياه است. شكم به رنگ قهوه اي و در وسط به رنگ سفيد است. هر دو جنس نر و ماده به هم شبيه هستند. پرندگان نابالغ داراي صورتي متمايل به سفيد بوده و منقار به رنگ قهوه اي سرخ فام است. خاستگاه آن كشور اندونزي است و اين گونه در جنگل هاي كوهستاني شرق و غرب جزيره جاوه پراكنده است و ماده ها معمولاً در فصل توليد مثل چهار تخم مي گذارند. اين گونه جزو گونه هاي در معرض خطر انقراض قرار دارد.

كبك سي چوان

نام علمي آن Arborophila rufipectus است. اين گونه در سال ۱۹۳۲م توسط طبيعي داني به نام «بولتون» شناسايي گرديد. خاستگاه آن فقط كشور  چين است و «سي چوان» نام استاني در مركز چين است. اين كبك جزو خانواده فازيانيده مي باشد و گونه آن در معرض خطر انقراض است و امروزه دولت چين تلاش هايي براي حفظ نژاد آن انجام داده و اين گونه در پارك طبيعي «لاجونشان» كه داراي جنگل هاي كاج و آب و هوايي معتدل دارد حفاظت مي شود.

كبك سينه بلوطي

كبك سينه بلوطي

نام علمي آن Arborophila mandellii است. اين گونه در سال ۱۸۷۴م توسط شرق شناس انگليسي «آلن اوكتاويان هوم» شناسايي گرديد. خاستگاه  آن شرق كوه هاي هيماليا و شمال براهماپوترا، بوتان، غرب بنگال ( فقط دارچلينگ) و ايالت هاي سيكيم و اروناچال پرادش در شمال شرق هندوستان و نپال و جنوب شرق تبت مي باشد. اين گونه با رنگ سينه بلوطي و رنگ خاكستري شكم مشخص مي شود و شبيه كبك سينه قهوه اي است و تنها از لحاظ رنگ سر و سينه با آن اندكي تفاوت دارد. اين گونه در معرض خطر است و تعداد كلي آن در حدود ده هزار قطعه برآورد مي شود و در اثر تخريب جنگل ها امكان كاهش روزافزون اين گونه وجود دارد. در حال حاضر سه منطقه حمايت شده براي حفاظت آن در نظر گرفته شده است كه يكي از اين مناطق پارك ملي «سينگاليا» در شرق بنگال مي باشد.

كبك جنگلي يوزونگوا

نام ديگر آن «كبك يوزونگوا» بوده و نام علمي آن Xenoperdix udzungwensis است. اين گونه در سال ۱۹۹۴م توسط طبيعي داني به نام «جان  فيجسا» شناسايي گرديد. خاستگاه آن جنگل يوزونگوا در كشور تانزانيا بوده و به علت شباهت به كبك روبيهو، قبلاً زيرگونه اي از آن شمرده مي شد ولي امروزه به عنوان گونه مستقل نام برده مي شود. پر و بال آن در ناحيه پشت تا دمگاه به رنگ بلوطي تيره بوده و سر و منقار و زير گلو آن به رنگ سرخ است و سينه و شكم آن به رنگ سفيد با لكه هاي مشكي و پاها زرد رنگ است. اندازه آن ۲۹ سانتيمتر است. هر دو جنس نر و ماده شبيه به هم هستند. در حال حاضر اين پرنده جزو پرندگان در حال انقراض به شمار مي رود.

كبك تپه اي

نام علمي آن Arborophila torqueola است. اين گونه در سال ۱۸۲۶م توسط طبيعي دان فرانسوي «آشيل والانسينس» شناسايي گرديد. خاستگاه آن كشورهاي بوتان، چين، هندوستان، ميانمار،  نپال و ويتنام است و در جنگل ها و كوهستان هاي استوايي و نيمه استوايي زندگي مي كند. پرنده نر اندكي با پرنده ماده تفاوت دارد به طوري كه پرنده نر يك خط نارنجي رنگ بر روي سر داشته و و منقار آن به رنگ مشكي است و دور چشم ها قرمز و پشت چشم لكه اي نارنجي رنگ دارد كه اين مشخصات در پرنده ماده ديده نمي شود ولي رنگ ساير اجزاي بدن در هر دو پرنده نر و ماده مشابه است. كبك تپه اي معمولاً به صورت گله هاي ده تايي ديده مي شود. پرنده ماده در هر بار ۳ تا ۵ تخم مي گذارد و به مدت ۲۴ روز بر روي تخم مي خوابد.

كبك تپه اي آنام

نام ديگر آن كبك ويتنامي است و نام علمي آن Arborophila merlini است. اين گونه در سال ۱۹۲۴م توسط «دلاكور و جابولي» شناسايي گرديد. جزو جنس «آربروفيلا» است. برخي اين گونه را زير گونه اي از «كبك سينه صدفي» مي دانند. اين گونه در جنگل هاي منطقه آنام در كشور ويتنام زندگي مي كند. اندازه بدن آن ۲۹۹ سانتيمتر است و پرنده ماده كمي كوچكتر از پرنده نر مي باشد و وزن پرنده نر در حدود ۲۹۰ گرم و وزن پرنده ماده در حدود ۲۵۰ گرم است. اين گونه در معرض خطر انقراض قرار دارد و تنها در دو منطقه كوچك در آنام يافت مي شود.

كبك طوقي سفيد

نام علمي آن Arborophila gingica است. اين گونه در سال ۱۷۸۹م توسط طبيعي دان و گياه شناس آلماني «جان فردريك جملين» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده است. اين گونه فقط در  كشور چين يافت مي شود و در مناطق حفاظت شده در جنگل هاي نواحي استوايي و نيمه استوايي وجود دارد و جزو گونه هاي در معرض خطر انقراض مي باشند.

كبك تايوان

نام علمي آن Arborophila crudigularis است. اين گونه در سال ۱۸۶۴م توسط طبيعي دان انگليسي «روبرت سوين هو» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده است و فقط در كشور تايوان وجود  دارد و در جنگل هاي حفاظت شده نگهداري مي شود و جزو گونه هاي در معرض انقراض مي باشد.

كبك هاينان

نام علمي آن Arborophila ardens است. اين گونه در سال ۱۸۹۲م توسط «ستيان» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده است و خاستگاه آن جزاير «هاينان» و چين است و در جنگل هاي  حفاظت شده در مناطق استوايي و نيمه استوايي زندگي مي كند و جزو نژادهاي در معرض انقراض قرار دارد.

كبك گلو قهوه اي

نام علمي آن Arborophila rufogularis است. اين گونه در سال ۱۸۵۰م توسط طبيعي دان انگليسي «ادوارد بليت» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده مي باشد. در كشورهاي بنگلادش، بوتان،  چين، هندوستان، لائوس، ميانمار، نپال، تايلند و ويتنام ديده مي شود. اين گونه در جنگل ها و زمين هاي كم ارتفاع استوايي و نيمه استوايي و همچنين در برخي از جنگل هاي كوهستاني اين مناطق زندگي مي كند.

كبك جنگلي كاكلي

نام علمي آن Rollulus rouloul است. اين گونه در سال ۱۷۸۶م توسط طبيعي­دان و فيزيك­دان ايتاليايي «جيوواني اسكوپولي» شناسايي گرديد. نام ديگر آن «كبك كاكلي»، «كبك جنگلي سبز»،  «كبك جنگلي كاكلي سرخ» است. اين گونه تنها عضو جنس «رولولوس» مي باشد. كبكي با جثه كوچك است كه در مناطق كم ارتفاع باراني در جنوب برمه، جنوب تايلند، مالزي، جزيره سوماترا و برونئي زندگي مي كند. لانه خود را بر روي زمين و لابه لاي برگ درختان مي سازد و در آن شش تخم سفيد رنگ مي گذارد كه پس از هجده روز جوجه ها از تخم بيرون مي آيند. اندازه بدن آن در حدود ۲۵ سانتيمتر است و نرها كمي بزرگتر از ماده ها مي باشند. هر دو جنس لكه پوستي سرخ رنگ اطراف چشم را داشته و پاها به رنگ قرمز بوده و فاقد زائده مهميز مانند مي باشند. پرنده نر در قسمت فوقاني بدن به رنگ سبز متاليك و در قسمت پاييني بدن به رنگ آبي است. بالها به رنگ قهوه اي است. سر داراي كاكلي بلند به رنگ سرخ است. پرنده ماده در قسمت فوقاني بدن به رنگ سبز روشن است و بال ها به رنگ خاكستري است و كاكل ندارد. منقار در هر دو پرنده نر و ماده به رنگ تيره است. اين پرنده هنگامي كه احساس خطر كند ترجيح مي دهد بدود و در صورت لزوم مي تواند مسافت كوتاهي پرواز كند. امروزه به علت از بين رفتن سريع جنگل ها، اين گونه نيز در معرض خطر انقراض قرار دارد.

كبك صخره اي

نام علمي آن Ptilopachus petrosus است. اين گونه در سال ۱۷۸۹م توسط طبيعي دان آلماني «جان فردريك جملين» شناسايي گرديد. بزرگي آن در دوران بلوغ به ۳۳۳ سانتيمتر مي رسد نرها كمي از ماده ها بزرگ تر و شبيه به هم هستند. از لحاظ سر و گردن شبيه به كبك ايراني هستند. خاستگاه آن در وسط آفريقا از ساحل غربي تا كنيا است. اين گونه تنها عضو جنس «پتيلوباخوس» مي باشد. اين گونه در زبان انگليسي با گونه كبك كوهي تشابه اسمي دارد و هنگام ترجمه نام آن به زبان هاي آلماني و هلندي و فرانسوي ممكن است كه بين اين دو گونه خلط شود. اندازه بدن آن بين ۲۰ تا ۲۵ سانتيمتر است. بالاتنه هر دو جنس نر و ماده به رنگ قهوه اي شكلاتي است و سر و گردن و سينه پرنده به رنگ قهوه اي است در پرنده نر سينه و شكم به رنگ كرم پرتقالي و در پرنده ماده به رنگ كرم روشن است. رنگ پوسته تخم صورتي روشن است و پرنده نر در خوابيدن روي تخم و نگهداري از جوجه ها نقشي مهم و اساسي دارد. در سال ۲۰۰۰م اين گونه به ايالات متحده آمريكا و اروپا وارد شد تا در باغ وحش ها و باغ پرندگان به نمايش درآيد. اين گونه در ليست پرندگان در معرض خطر انقراض قرار دارد.

كبك گونه سفيد

نام علمي آن Arborophila atrogularis است. اين گونه در سال ۱۸۵۰م توسط طبيعي دان انگليسي «ادوارد بليت» شناسايي گرديد. جزو خانواده «فازيانيده» مي باشد. اين گونه در كشورهاي  بنگلادش، هندوستان و چين وجود دارد و در جنگل ها و كوهستان هاي مناطق استوايي و نيمه استوايي زندگي مي كند و گونه آن در معرض خطر انقراض مي باشد.

كبك تپه اي صورت سفيد

نام علمي آن Arborophila orientalis است. اين گونه در سال ۱۸۲۱م توسط طبيعي دان و فيزيك دان آمريكايي «توماس هورسفيلد» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده مي باشد. اين گونه  فقط در كشور اندونزي وجود دارد و در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي آن كشور زندگي مي كند و جزو گونه هاي در معرض خطر انقراض مي باشد.

كبك پشت صاف

نام علمي آن Arborophila brunneopectus است. اين گونه در سال ۱۸۵۵م توسط طبيعي دان انگليسي «ادوارد بليت» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده مي باشد. خاستگاه آن كشورهاي  كامبوج، چين، لائوس، ميانمار، تايلند و ويتنام است و در زمين هاي كم ارتفاع و جنگل هاي مناطق استوايي و نيمه استوايي زندگي مي كند.

كبك گردن پرتقالي

نام علمي آن Arborophila davidi است. اين گونه در سال ۱۹۲۷م توسط شرق شناس آمريكايي «جان تئودور دلاكور» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده است و در شرق كامبوج و در جنوب  ويتنام و در طول مرزهاي بين كامبوج و ويتنام زندگي مي كند. زيستگاه آن جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي است و جزو نژادهاي در معرض خطر انقراض مي باشد.

كبك سر بلوطي

نام علمي آن Arborophila cambodiana است. اين گونه در سال ۱۹۲۸م توسط «دلاكور و جابولي» شناسايي گرديد. جزو خانواده «فازيانيده» است و خاستگاه آن كشورهاي كامبوج و تايلند است  و در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي كم ارتفاع و همچنين در جنگل هاي استوايي كوهستاني زندگي مي كند.

كبك سينه سرخ

نام علمي آن Arborophila hyperythra است. اين گونه در سال ۱۸۷۹م توسط جانور شناس انگليسي «ريچارد شارپ» شناسايي گرديد. جزو خانواده «فازيانيده» است و خاستگاه آن كشورهاي  مالزي و اندونزي است و در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي كم ارتفاع و همچنين در جنگل هاي استوايي كوهستاني زندگي مي كند.

كبك منقار سرخ

نام علمي آن Arborophila rubrirostris است. اين گونه در سال ۱۸۷۹م توسط جانور شناس ايتاليايي «توماس سالوادوري» شناسايي گرديد. جزو خانواده فازيانيده است. فقط در كشور اندونزي  وجود دارد و در جنگل هاي استوايي زندگي مي كند.

كبك طوقي بلوطي

نام علمي آن Arborophila charltonii است. اين گونه در سال ۱۸۴۵م توسط طبيعي دان انگليسي «توماس كمپل ايتون» شناسايي گرديد. اين گونه در جنگل هاي كم ارتفاع استوايي در كشورهاي  اندونزي، مالزي، ميانمار، تايلند و ويتنام زندگي مي كند. اين گونه در معرض خطر انقراض مي باشد.

كبك سينه صدفي

نام علمي آن Arborophila chloropus است. اين گونه در سال ۱۸۵۹م توسط جانور شناس انگليسي «ادوارد بليت» شناسايي گرديد. اين گونه در كشورهاي كامبوج، چين، لائوس، ميانمار، تايلند و  ويتنام وجود دارد.

كبك تپه­ اي سينه خاكستري

نام علمي آن Arborophila sumatrana است. اين گونه در سال ۱۸۹۱م توسط جانور شناس انگليسي «ويليام اوگيل وي گرانت» شناسايي گرديد. اين گونه در جنگل ها و كوهستان هاي استوايي و  نيمه استوايي در مالزي و اندونزي زندگي مي كند.

كبك بامبوي چيني

نام علمي آن Bambusicola thoracicus است. اين گونه در سال ۱۸۱۵م توسط طبيعي دان هلندي «كونراد جاكوب تيمينك» شناسايي  گرديد. اين گونه جثه اي كوچك دارد و خاستگاه آن شرق سرزمين چين و تايوان است و اخيراً با موفقيت وارد ژاپن شده است. اين گونه به همراه گونه «كبك بامبوي كوهستان» جزو جنس «بامبوسيكولا» مي باشد. كبك بامبوي چيني از ساير گونه هاي كبك كوچك تر است و پرنده نر كمي بزرگ تر از پرنده ماده مي باشد. سينه و پشت پرنده به رنگ سياه و بلوطي و كرمي رنگ است و لكه هاي سياهي بر روي بال ها دارد. صورت و گلوي پرنده به رنگ قهوه اي بوده و بالاي چشم ها به رنگ خاكستري است. اين گونه در جنگل هاي گرم و مرطوب و در اطراف چمنزارها زندگي مي كند و بر خلاف نامش ارتباطي به بامبو ندارد. اين گونه تا مدت ها در سرزمين چين نگهداري مي شد تا اين كه عاقبت در سال ۱۹۱۹م به كشور ژاپن راه يافت و بعد از آن وارد جزاير هاوايي شد. نسل اين گونه كبك در جزيره هنگ كنگ كاملاً منقرض شد و تلاش هاي انجام شده در راستاي احياي مجدد آن در جزيره نتيجه زيادي در بر نداشته است.

كبك فري جينوس

نام علمي آن Caloperdix oculeus است. اين گونه در سال ۱۸۱۵م توسط جانور شناسي هلندي «كونراد جاكوب تيمينك» شناسايي گرديد.  اين گونه جزو جنس كالوپرديكس است و در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي كشورهاي اندونزي، مالزي، ميانمار و تايلند زندگي مي كند. اين گونه در معرض خطر انقراض قرار دارد.

كبك سر زرشكي

نام علمي آن Haematortyx sanguiniceps است. اين گونه در سال ۱۸۷۹م توسط جانور شناس انگليسي «ريچارد شارپ» شناسايي گرديد. اين گونه در جنگل هاي استوايي و نيمه استوايي مالزي  و اندونزي زندگي مي كند.

كبك بامبوي كوهستان

نام علمي آن Bambusicola fytchii است. اين گونه در سال ۱۸۷۱م توسط جانور شناس انگليسي «جان اندرسون» شناسايي گرديد. اين گونه در كشورهاي بنگلادش، چين، هند، ميانمار، تايلند و  ويتنام وجود دارد.

كبك دري

نام علمي آن Tetraogallus caspius است. خاستگاه آن شرق تركيه، ارمنستان، افغانستان و منطقه وسيعي از دامنه هاي سلسله جبال البرز در  شمال ايران است. جثه اي بزرگ به رنگ خاكستري نخودي دارد. پرهاي پروازش سفيد رنگ است و غالباً در مناطق بسيار مرتفع كوهستاني كه ارتفاع آن در حدود ۱۸۰۰ تا ۳۰۰۰ متر است، زندگي مي كند. اندازه بدن پرنده نر ۵۸ سانتيمتر و پرنده ماده ۵۵ سانتيمتر است. رنگ شكم تيره و در انتها قرمز كمرنگ به نظر مي آيد. در پهلوها رگه هاي طولي پهن به رنگ دارچيني ديده مي شود كه لابه لاي آن ها خاكستري است. دو سوم طول شاه پرهاي نخستين و ثانوي بال از سمت قاعده سفيد رنگ است كه هنگام پرواز در زير بال به صورت نوار پهن و مشخصي ديده مي شود. طرح خاص صورتش كه شامل نوار چشمي و گلوي سفيد، تارك خاكستري و خط خاكستري پررنگ كنار گردن است از فاصله نزديك قابل مشاهده مي­باشد. تفاوت پرنده ماده با نر در اين است كه در پرنده ماده تضاد نقش و نگار صورت كمتر است ضمناً پرنده ماده كوچك تر، كم رنگ و تاج و گلو نخودي تر است. پرنده نر در پا سيخك يا مهميز دارد. گونه اي كه در جنوب غربي ايران ديده مي شود به رنگ خاكستري روشن يا نخودي است. اين پرنده بسيار خجالتي و محتاط بوده و نزديك شدن به آن بسيار دشوار است. از تماشاگر فرار كرده و با احساس خطر بيشتر، به سرعت بالاي كوهستان پرواز مي كند. به اندازه ساير ماكيان ها اجتماعي نيست و معمولاً جفت جفت ديده مي شود.

كبك دري به دو گونه قفقازي (ارمني) و خزري (مازندراني) وجود دارد. اين پرنده در پرتگاه هاي با شيب تند، كوهستان هاي صخره اي و قلل مرتفع با گياهان اندك و پراكنده، به سر برده و در ميان سنگ ها و اغلب در لبه ي صخره هاي مرتفع آشيانه مي سازد. در ايران بومي و نسبتاً فراوان است. در سال هاي اخير جمعيت آن به شدت كاهش يافته و شكار آن ممنوع است.

كبك دري از پرندگان بومي ايران است، در گذشته اين پرنده بسيار زيباي ايراني نسبتاً فراوان بوده و اما در حال حاضر اين پرنده از گونه هايي است كه در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد. لذا ميتوان جهت جلويري از انقراض و حفظ اين پرنده نسبت به تكثير آن به روش مصنوعي و با دستگاه جوجه كشي اقدام كرد. در قديم در قره داغ به وفور يافت مي شد اما امروزه فقط در ارتفاعات بلند كوه هاي قوشا داغ، هشتسر و غيره يافت مي شود. اين پرنده در لابه لاي صخره ها لانه ساخته و در هر بار ۶ تا ۹۹ تخم مي گذارد. رنگ پوسته تخم سبز روشن است.

كبك سه چيني

نام علمي آن Tetraophasis szechenyii است. نام ديگر آن «كبك گلو زرد» است. خاستگاه اين كبك منطقه «سي چوان» و «كانزي» در كشور چين است و در كشور هندوستان نيز وجود دارد و در  مناطق كوهستاني و دامنه هاي صخره اي زندگي مي كند.

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     نژادهاي گوناگون كبك (بخش اول)

كبك برفي

نام علمي آن Lerwa lerwa است. اين گونه براي اولين بار در سال ۱۸۳۳م توسط طبيعي دان انگليسي «برايان هوگسون» شناسايي  گرديد. اين گونه به طور وسيع در مناطق مرتفع كوه­هاي هيماليا در هندوستان و نيز در كشورهاي پاكستان، نپال و چين پراكنده شده است. اين گونه تنها گونه جنس «لروا» مي باشد. پرنده نر و پرنده ماده از لحاظ رنگ آميزي پرها شبيه هم مي باشند اما نرها در بالاي پنجه هاي پا يك مهميز دارند كه اين امر آن ها را از پرنده ماده متمايز مي سازد. پرهاي پشت آن به رنگ بلوطي و پرهاي ناحيه شكم به رنگ قهوه اي با خطوط سفيد و منقار و پاهاي آن به رنگ سرخ روشن است و پرهاي دم نيز به رنگ بلوطي با نقاط سفيد مي باشد و برخي از آن ها تاج كوچكي نيز بر روي سر دارند. طول بدن پرنده بالغ ۳۸-۴۰ سانتيمتر و وزن پرنده ماده ۴۵۰-۵۸۰ گرم و وزن پرنده نر ۵۵۰-۷۰۰ گرم مي باشد. جوجه هاي كبك برفي شبيه جوجه قرقاول خوني مي باشد.

كبك عربي

نام علمي آن Alectoris melanocephala است. اين گونه در سال ۱۸۵۳م توسط طبيعي دان آلماني «ادوارد روپيل» شناسايي  گرديد. خاستگاه آن عمان، عربستان سعودي و يمن است و اخيراً اين گونه از كشور عمان به كشور پاكستان برده شده است.

كبك پرزيوالسكي

نام ديگر آن «كبك طوقي نارنجي» است و نام علمي آن Alectoris magna است. اين گونه در سال ۱۸۷۶م توسط جغرافي دان  روسي «نيكولاي پرزيوالسكي» شناسايي گرديد. پراكنش جغرافيايي اين كبك در شرق تبت و غرب چين مي باشد. از بزرگترين گونه هاي كبك است و طول آن به ۳۸ تا ۳۹ سانتيمتر مي رسد. نر و ماده شبيه به هم هستند. معمولاً شبيه كبك چوكار بوده ولي قدري تنومندتر و سرپاتر است. دور گردن دو يقه با پرهاي سياه دارد. قسمت پايين بدن قهوه اي و روي پهلوها نوارهاي ظريفي دارد.

كبك كوهي

نام علمي آن Alectoris graeca است. اين گونه در سال ۱۸۰۴م توسط دانشمند آلماني «كارل منسير» شناسايي گرديد. اين گونه در  محدوده وسيعي از جنوب غرب آسيا تا جنوب شرق اروپا پراكنده است و بيشتر در مناطق خشك و زمين هاي باز و گاهي اوقات نيز در مناطق مرتفع و كوهستاني ديده مي شود. لانه هاي خود را بر روي زمين و در شكاف هاي مختلف مي سازد و هر بار ۵-۸ تخم مي گذارد. پرهاي سر و سينه و پشت آن به رنگ خاكستري است و بالهاي آن راه راه و پاهاي آن سرخ رنگ است. در هنگام احساس خطر ترجيح مي دهد كه بدود ولي در حالت ضروري مي تواند مسافت كوتاهي پرواز كند. اين گونه تا حدودي شبيه كبك چوكار است اما رنگ آن تيره تر مي باشد.

كبك چوكار

نام ديگر آن «كبك چوكار هندي» بوده و نام علمي آن Alectoris chukar است. در لهجه هاي مختلف فارسي به آن خاسه، كو، زرج، ژرژ، كو و كوك مي گويند (مكري ۱۳۶۱). اين گونه در سال ۱۸۲۱م توسط طبيعي دان آمريكايي «توماس هورسفيلد» شناسايي گرديد. خاستگاه آن كشور هندوستان و پاكستان بوده و در پاكستان به عنوان پرنده ملي شناخته مي شود. اين گونه و زير گونه هاي مربوطه در محل هاي شيبدار سنگريزه اي و دره هاي خشك و گاهي مزارع و تاكستان ها زندگي مي كنند. نر و ماده شبيه به هم و نسبت به گونه هاي ديگر چاق تر و درشت ترند. رنگ كبك چوكار از پشت گردن تا قسمتهاي پايين بدن خاكستري مي باشند و سرشانه ها آبي كم رنگ با حاشيه قرمز متمايل به قهوه اي است. فاصله دور چشم و منقار و گونه ها به رنگ زرد كم رنگ است. زير گلو، گردن و قسمت سر به رنگ زرد نخودي است. خال هاي تيره رنگي در قسمت بالاي گردن ديده مي شود. سينه خاكستري و پ

هلو سفيد است ۹ تا ۱۰ خط تيره در دو پهلو دارد. منقار قرمز كم رنگ و ساق پاي قرمز پررنگ و عنبيه قهوه اي رنگ چشم از ويژگي هاي اين كبك مي باشد. ماده ها از نظر اندازه از نر كوچكتر بوده و كمي هم كمرنگ تر هستند و بر بالاي پنجه ها مهميز ندارند. طول بدن پرنده ۳۲-۳۵ سانتيمتر است. طول بالها ۵۵ تا ۶۰ سانتيمتر است. در شرايط طبيعي وزن كبك نر بالغ ۵۱۰ تا ۸۰۰ گرم و وزن كبك ماده ۴۵۰ تا ۶۸۰ گرم مي باشد.

كبك هاي چوكار معمولاً جفت جفت يا به صورت دسته هاي كوچكي ديده مي شوند، ولي گاهي در زمستان گله هاي بزرگي تشكيل مي دهند. هنگام احساس خطر كمتر پرواز مي كند و بيشتر به سمت سربالايي كوهستان مي دوند. در بهار و تابستان پرنده اي پر سروصدا است. در طبيعت هميشه در دامنه ها و شيب هاي كوهستاني باز و سنگلاخ يافت مي شود و در ميان بوته هاي كوتاه بين صخره ها آشيانه مي سازد و معمولاً در نواحي پر درخت ديده نمي شود. كبك چوكار پراكندگي زيادي در ايران دارد و بيشتر كبك هاي وحشي ايراني از گونه كبك چوكار مي باشند. اين گونه مناسب براي پرورش مصنوعي و مي توان تخم پرنده را در دستگاه جوجه كشي پرورش داد .

كبك فيلبي

نام علمي آن Alectoris philbyi است. اين گونه در سال ۱۹۳۴م توسط جراح و شرق شناس انگليسي «پرسي لاو» شناسايي گرديد. اين گونه به نام قديس انگليسي «سنت جان فيلبي» ناميده شده است. توزيع جغرافيايي آن در جنوب غربي عربستان و يمن در ارتفاع بالاي ۱۰۰۰ پايي است. اندازه اين كبك گاهي به ۳۸۸ سانتيمتر مي رسد. نر و ماده شبيه به هم هستند. قسمت هاي بالاي بدن و سينه به رنگ سياه و سفيد و شاه بلوطي است. رنگ پرهاي بالاي چشم مايل به سبز و پرهاي روي پهلو به رنگ سياه و سفيد و شاه بلوطي است. زير گلو و گونه ها به رنگ سياه بوده و نقاط زرد و سبز روي قسمت چينه دان وجود دارد. منقار پاها و حلقه هاي اطراف چشم به رنگ قرمز تيره است.

كبك بربري

نام علمي آن Alectoris barbara است. اين گونه در سال ۱۷۹۱م توسط بيولوژيست فرانسوي «پير جوزف بوناتري» شناسايي گرديد. اين نوع كبك ها در تپه هاي سنگي و بوته زارها تا ارتفاع ۱۰۰۰۰۰ پايي زندگي مي كنند. خاستگاه اصلي اين كبك در شمال آفريقا و در تنگه جبل طارق و جزاير قناري بوده و از همان جا به پرتغال برده شده است. اين كبك در «ساردينا» نيز ديده شده است. اين پرنده ۳۳-۳۶ سانتيمتر طول دارد. تاج، پشت گردن سياه با نقاط سفيد است. قسمت هاي فوقاني بدن خاكستري و قرمز، سرشانه ها آبي مايل به خاكستري است. فاصله دو چشم و منقار طويل، گونه ها و زير گلو خاكستري كم رنگ و نوار اطراف چشم به رنگ شاه بلوطي و از پرهاي نارنجي زرد فام بسيار كم رنگ پوشيده شده است. نرها كمي از ماده ها بزرگترند. چشم ها قهوه اي روشن يا قهوه اي تيره و منقار به رنگ قرمز نارنجي يا قرمز پررنگ بوده ساق پاها قرمز تيره مي باشد. در بيشه  زارها لانه مي سازد و در لانه خود ۶-۸ تخم مي گذارد و بر روي دانه و حشرات تغذيه مي كند. اين كبك تا حدودي شبيه كبك پا قرمز است و فقط از لحاظ سر و گردن اندكي با آن متفاوت است. و بر روي دانه و حشرات تغذيه مي كند. اين كبك تا حدودي شبيه كبك پا قرمز است و فقط از لحاظ سر و گردن اندكي با آن متفاوت است.

كبك سي سي

نام علمي آن Ammoperdix griseogularis است. اين گونه در سال ۱۸۴۳م توسط طبيعي دان آلماني «جان فردريك وان برانت» شناسايي  گرديد. خاستگاه اين گونه جنوب شرق تركيه، ايران، سوريه و شرق عراق و پاكستان است و شباهت هايي به كبك شني دارد كه اين كبك در مصر و كشورهاي عربي وجود دارد. اندازه آن ۲۲-۲۵ سانتي متر است. اين گونه در مناطق خشك و دشت هاي باز و در برخي موارد نادر در مناطق كوهستاني ديده مي شود. رنگ پرها خاكستري روشن تا قهوه اي روشن بوده و رنگ منقار سرخ و سر و گردن خاكستري و ابروها به رنگ مشكي بوده و در پس چشم ها لكه اي سفيد دارد. بالها مخطط بوده و به رنگ سفيد و قهوه اي است و پاها به رنگ زرد است. كبك ماده نيز كاملاً شبيه كبك نر بوده و رنگ آن روشن تر است. اين كبك نيز همانند ساير گونه ها قادر است كه مسافت هاي كوتاه را پرواز نمايد و ترجيح مي دهد كه مسافت هاي كوتاه را بدود.

كبك پا قرمز

نام ديگر آن «كبك فرانسوي» و نام علمي آن Alectoris rufa است. اين گونه در سال ۱۷۵۸م توسط طبيعي دان مشهور سوئدي «كارل لينه» شناسايي گرديد. خاستگاه طبيعي آن غرب اروپا در فرانسه و ايبري است و در دشت هاي باز جزيره انگليس و ولزز ديده شده است و به عنوان پرنده شكار شونده توسط شكارچيان انگليسي صيد مي گردد و در شمال لانگشاير و شرق يورگشاير نيز ديده مي شود. در جنوب شرق اروپا كبك ديگري به نام «كبك كوهي» كه خيلي به كبك پا قرمز شبيه است جاي آن را گرفته است. از لحاظ ظاهري رنگ پر و بال پرنده قهوه اي روشن در ناحيه سر، پس سر و پشت تا انتهاي دم است. بالها مخطط و رنگ نوك و پاها قرمز است ضمناً در اطراف چشم حلقه اي به رنگ قرمز دارد. پرنده در دشت هاي باز لانه و تخم گذاري مي كند.

كبك شني

نام علمي آن Ammoperdix heyi است. اين گونه در سال ۱۸۲۵م توسط طبيعي دان هلندي «كونراد جاكوب تيمينك» شناسايي گرديد. خاستگاه آن مصر، شرق فلسطين و جنوب شبه جزيره عرب است و اين گونه شباهتهايي با كبك سي سي دارد. اندازه آن ۲۲-۲۵۵ سانتيمتر است و در زمين هاي خشك و دشت هاي باز و گاهي نيز در مناطق كوهستاني ديده مي شود. لانه هاي خود را بر روي زمين مي سازد و در هر لانه ۵-۷ تخم مي گذارد. رنگ بدن آن قهوه اي روشن بوده و همانند كبك شني، در پس چشم ها يك لكه سفيد دارد. بال ها مخطط و به رنگ قهوه اي و سفيد است و رنگ منقار سرخ متمايل به زرد و رنگ پاها زرد است.

كبك منقار بلند

نام علمي آن Rhizothera longirostris است. اين گونه در سال ۱۸۱۵م توسط طبيعي دان هلندي «كونراد جاكوب تيمينك» شناسايي گرديد. خاستگاه  اين گونه شبه جزيره مالاوي، جزيره سوماترا و كشور برونئي است و در جنگل ها و دشت ها و كوهستان هاي استوايي و نيمه استوايي زندگي مي كند. اين گونه دو زيرگونه به نام هاي «R. l. longirostris» و «R. l. dulitensis» دارد كه زيرگونه اخير به نام «كبك دوليت» نيز شناخته مي شود و در كوهستان هاي مركزي كشور برونئي زندگي مي كند. كبك منقار بلند جزو گونه هاي در معرض انقراض به شمار مي رود. رنگ بدن آن خاكستري بوده و در ناحيه پشت و زير شكم به رنگ قهوه اي است. منقاري سرخ و بلند دارد و در كنار چشم خطي به رنگ سياه دارد. بال ها مخطط و به رنگ سفيد و سياه است. پاها به رنگ سرخ است.

كبك خاكستري

نام ديگر آن «كبك انگليسي»، «كبك مجاري» و «كبك هون» بوده و نام علمي آن Perdix perdix است. برخي افراد در زبان فارسي به آن «كبك چيل» مي گويند. اين گونه در سال ۱۷۵۸۸م توسط طبيعي دان مشهور سوئدي «كارل لينه» شناسايي گرديد. اين پرنده ۲۸-۳۲ سانتيمتر طول و بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ گرم وزن دارد. از تيهو اندكي بزرگ تر اما از كبك و دراج كوچكتر است. در گروه­هاي ۱۵ الي ۲۰ تايي زندگي مي كند به واسطه پيشاني و گلوي نارنجي بلوطي، سينه خاكستري و لكه نعل مانندش به رنگ قهوه اي تيره در زير تنه و نيز نوارهاي پهن بلوطي عرضي در پهلوها به آساني شناخته مي شود. نر و ماده هم شكل اند و در پرواز خال هاي قهوه اي خاكستري رنگي روي بالها و زير تنه اش ديده مي شود كه در تضاد با رنگ خاكستري گلو و چارچوب بلوطي سر قرار دارد. پرهاي بيروني دم، نارنجي قهوه اي است. هنگام راه رفتن قوز كرده و به محض احساس خطر فوراً خود را جمع كرده و در حالي كه سرش را بالا گرفته و آماده پرواز است به سرعت مي دود. اين پرنده در كشتزارها، چراگاه ها، حاشيه تالاب ها، تپه هاي شني و اراضي باير به سر برده و در نقاط كاملاً پنهان روي زمين و زير بوته ها و در نقاطي كاملاً مخفي مانند پاي پرچين ها و در مزارع گندم و ذرت و امثال آن، آشيانه مي سازد. در ايران بومي است اما جمعيت آن ها اندك است و در معرض خطر انقراض قرار دارد و تا به امروز حركتي در جهت حمايت از اين گونه زيبا و نادر انجام نگرفته است. در ارسباران بيشتر در باغ ها و گاهي نيز در كوهپايه ها ديده مي شود.

در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم اين نژاد توسط اروپاييان به نقاط مختلف اروپا و همچنين آمريكاي شمالي به منظور شركت در برنامه هاي تفريحي شكار كبك ارسال شد. در اروپا اين گونه در معرض خطر نيست ولي تعداد آن در مناطق زراعي انگلستان رو به كاهش است و علت آن از بين رفتن محيط هاي طبيعي زيست پرنده و كاهش مواد غذايي مورد نياز آن مي باشد، به همين علت بنا به برخي اطلاعات وارده در طي بيست و پنج سال اخير تعداد آنان در انگلستان ۸۵% كاهش داشته است، از اين رو دولت انگلستان با كمك برخي از سازمان هاي غير دولتي حمايت از حيوانات اقداماتي را در راستاي تكثير پرنده انجام داده است.

كبك ديوريان

كبك ديوريان

نام علمي آن Perdix daurica است و «ديوريا» نام منطقه اي در نزديكي درياچه بايكار در كشور روسيه است. اين گونه در سال ۱۸۱۱م توسط  جانورشناس آلماني «پيتر سيمون پالاس» شناسايي گرديد. اين كبك در زمين­هاي زراعي نواحي وسيعي از شرق آسيا از شرق كشور قرقيزستان تا چين و مغولستان پراكنده است. اين گونه غير مهاجر بوده و در فصل توليدمثل به صورت گله اي زندگي مي كند و شباهت هاي زيادي با كبك خاكستري دارد. اين گونه جزو گونه هاي در معرض خطر قرار ندارد. پرهاي سر و پشت پرنده به رنگ قهوه اي تيره با رگه هاي سفيد و سينه به رنگ قهوه اي مسي با لكه قهوه اي تيره در ناحيه شكم، و زير شكم و دمگاه به رنگ زرد روشن است.

كبك تبتي

نام علمي آن Perdix hodgsoniae است. اين گونه در سال ۱۸۵۷م توسط طبيعي دان انگليسي «بريان هوگتون هودسون» شناسايي گرديد. اين گونه به طور وسيعي در دشت هاي تبت و در ارتفاعات آن سرزمين زندگي مي كند و در فصل توليدمثل به صورت گله اي ديده مي شود و در ساير فصول نيز به صورت پراكنده در زمين هاي زراعي مشاهده مي شوند. هر دو پرنده نر و ماده فاقد برآمدگي بالاي پنجه يا مهميز هستند. اندازه بدن آن ها ۲۸-۳۱ سانتيمتر است. پرهاي سر و گردن و زير گلو به رنگ بلوطي بوده و ابروي آن سفيد و در زير چشم لكه اي سياه دارد و پشت و پهلوي پرنده ب رنگ خاكستري با رگه هاي سفيد و پرهاي سينه به رنگ تيره با رگه هاي سفيد و شكم و زير شكم و دمگاه به رنگ سفيد است. نر و ماده از لحاظ حجم و اندازه شبيه هم هستند و فقط پرهاي ماده كمرنگ تر از پرهاي پرنده نر است.

كبك ماداگاسكار

نام علمي آن Margaroperdix madagascariensis است. اين گونه در سال ۱۷۸۶م توسط طبيعي دان ايتاليايي «جيواني آنتوني اسكوپولي» شناسايي گرديد. خاستگاه  آن جنگل ها و مناطق كوهستاني استوايي و نيمه استوايي در جزيره ماداگاسكار در آفريقا است. پرهاي سر و گلو به رنگ تيره است كه در بالاي چشم و زير چشم يك خط سفيد دارد. پشت پرنده تا ناحيه دم به رنگ قهوه اي با رگه هاي سفيد است. در ناحيه گردن و پيش سينه پرهاي آن به رنگ خاكستري است و شكم و زير شكم قهوه اي تيره با لكه هاي سفيد است.

 

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     از كجا تخم نطفه دار براي جوجه كشي تهيه كنيم؟

از كجا تخم نطفه دار براي جوجه كشي تهيه كنيم؟

۱-     بازارهاي محلي

اگر شما به تعدادي تخم نطفه دار براي دستگاه جوجه كشي نيازمند هستيد بهتره يه سري به بازار روزهاي محلي كه در اكثر شهرستان ها برپا  ميشه بزنيد. اين بازار ها معمولا يك روز درهفته با عناوين جمعه بازار، پنجشنبه بازار و … در مكان هاي مشخصي برگزار مي شوند. براي اطمينان از سالم بودن و نطفه داري تخم هاي هايي كه تهيه ميكنيد بهتره بار اول از يك فروشنده تعداد كمي خريداري كنيد و بعد از تست هاي اوليه تشخيص نطفه داري و  كندلينگ تخم  اقدام به خريد بيشتر نماييد.

معرفي تعدادي از بازارهاي محلي شهرهاي شمالي كشور

 

استان گلستان:

چهارشنبه بازار در گرگان

شنبه بازار: آزاد شهر، سيمين شهر

يكشنبه بازار: انبار الوم، كردكوي، كلاله، فاضل آباد (ايمرملاساري)

يكشنبه بازار: هفتگي روستاي قرنجيك قربان آخوند

دوشنبه بازار: بندرتركمن، قرق، (يلمه ساليان، كرد)

سه شبنه بازار: بندرگز، مينودشت، راميان، (عطاآباد، بي بي شيروان، بهلكه)

سه شنبه بازار: خوجه نفس

چهارشنبه بازار، گركان، كميشان، (چن سبلي)

پنج شبنه، آق قلا، (سرحنكلاته)

جمعه بازار: گنبد كاووس، بازار مرزي ايلچه برون كاليكش، كري مرزن كلاته
بازارهاي هفتگي در شهرهاي بندرتركمن و آق‌قلا داراي سابقه بهتري هستند .

 

استان مازندران:

بازار روز نوشهر (هر روز)

شنبه بازار در خرم‌آباد (تنكابن)

سه شنبه بازار خرم آباد (تنكابن) تا ساعت ۱۴

دوشنبه بازار تنكابن (مقابل بازار ماهي)

چهارشنبه بازار سليمان آباد،(۱۵ كيلومتري تنكابن)

يكشنبه بازار سلمان شهر (متل قو)

سه شنبه بازار نوشهر

چهارشنبه بازار نشتارود

جمعه بازار جويبار

پنج شنبه بازار بهنمير

چهارشنبه بازار قائم شهر

پنچ شنبه بازار هفتگي معروف شهر گلوگاه (گليا) بندپي شرقي در حاشيه رودخانه سجارود روستاي كوهپايه سرا

يكشنبه بازار در شهر كياكلا از توابع قائم‌شهر

جمعه بازار شهر اميركلا از توابع بابل

سه‌شنبه بازار آمل

 

استان گيلان:

دوشنبه بازار آستانه اشرفيه

پنج شنبه بازار آستانه اشرفيه

چهارشنبه بازار كياشهر

يكشنبه بازار دستك

شنبه بازار دهشال

سه شنبه بازار دهكا

شنبه بازار تجن گوكه

سه شنبه بازار چهارده روز

شنبه بازار هفتگي لسكوكلايه

شنبه بازار انزلي

چهارشنبه بازار حسن رود

پنج شبنه بازار زيباكنار

دوشنبه بازار كپورچال

سه شنبه بازار املش

شنبه بازار رانكوه

 

پنچ شنبه بازار شهر تالش

پنج شنبه بازار هشتپر

شنبه بازار اسالم

دوشنبه بازار ليسار

چهارشنبه بازار حويق

يكشنبه بازار خليفه آباد

يكشنبه و چهارشنبه بازار كوچصفهان

شنبه و سه شنبه بازار لشت نشاء

شنبه بازار لولمان

دوشنبه بازار و پنچ شنبه بازار خشكبيجار

يكشنبه بازار خمام

پنجشنبه بازار شاقاجي

دوشنبه بازار سنگر

شنبه بازار جورشر

چهارشنبه بازار آقا سيد شريف

دوشنبه و پنج شنبه بازار رودبار

 

يكشنبه بازار منجيل

شنبه بازار لوشان

چهارشنبه بازار رستم آباد

يكشنبه بازار رودسر

پنج شنبه بازار كلاچاي

دوشنبه بازار رحيم آباد

چهارشنبه بازار چابكسر

چهارشنبه بازار رضوانشهر

سه شنبه بازار پره سر

چهارشنبه بازار پونل

دوشنبه و پنج شنبه بازار سياهكل

سه شنبه بازار ديلمان

چهارشنبه بازار پيركوه

چهارشنبه بازار تازه آباد جنگاه

دوشنبه بازار شهر شفت

يكشنبه بازار چوبر

چهارشنبه بازار جيرده

چهارشنبه شيخ محله

سه شنبه شهر فومن

شنبه بازار گوراب پس

يكشنبه بازار گشت رودخان

 

پنجشنبه بازار آليان

چهارشنبه بازار زيده

چهارشنبه بازار خشك نودهان

سه شنبه بازار رودبنه

شنبه و سه شنبه بازار پاشاكي

سه شنبه بازار لفمجان

شنبه بازار شيخعلي كلايه

شنبه بازار و چهارشنبه بازار شهر لنگرود

بازار مال فروشان لنگرود و بازار سنتي و دائمي فروش ماهي

دوشنبه بازار كومله

شنبه بازار اطاقور

دوشنبه بازار شلمان

جمعه بازار چمخاله

جمعه بازار لات ليل

يكشنبه بازار سنتي صومعه سرا

 

پنج شنبه و جمعه بازار تولم شهر (مرجقل)

دوشنبه بازار گوراب زرميخ

دوشنبه بازار هند خاله

پنج شنبه بازار نوخاله

دوشنبه بازار ضيابر

چهارشنبه بازار كسما

پنج شنبه بازار طاهر گوراب

سه شنبه بازار اباتر

بازار سنتي محلي هفتگي شهر ماسال روز شنبه

پنج شنبه بازار شاندرمن

اگر در شهرستان شما بازار محلي براي عرضه محصولات روستايي مخصوصا مرغ و خروس و تخم مرغ و … وجود داره لطفا در بخش نظرات پايين مطلب با جزئيات ذكر كنيد تا اين مطلب تكميل شود.

۲-     پرورش دهندگان طيور (معتبر)

چنانچه قصد فعاليت جدي براي كار با دستگاه جوجه كشي را داريد بهتره تا تخم نطفه دار را مستقيم و با نظارت از مزارع معتبر تهيه كنيد. مزارع پرورش طيور معمولا با رعايت عوامل تغذيه اي مورد نياز طيور مولد محصولات باكيفيت تري را نسبت به افرادي كه به طور سنتي اقدام به نگهداري طيور مي كنند به شما عرضه مي كنند. شما ميتوانيد با جستجو از داروخانه هاي دامپزشكي، فروشگاه هاي  لوازم مرغداري و تعاوني هاي مرغداران و دان فروشي ها پرورش دهندگان رو پيدا كنيد. پرورش دهنده ها معمولا تمام اصول لازم براي توليد تخم هاي نطفه دار با كيفيت را رعايت ميكنند . البته هوشياري شما در بررسي مزرعه طرف قرارداد شما نسبت به نداشتن تلفات و مصرف دارو با دوز درماني ميتونه به خريد بهتر شما كمك كنه.

۳-    احداث مزرعه مادر ( گله مولد)

يكي از بهترين روش ها براي تهيه تخم نطفه دار پرندگان نگهداري از پرندگان مولد هستش براي اين كار لازم هست تا شما اطلاعات كافي از نحوه نگهداري پرنده مورد نظر را براي توليد تخم هاي قابل جوجه كشي داشته باشيد. براي تكميل دانش نگهداري پرنده هاي مولد براي هر پرنده به بخش مقالات سايت مراجعه كنيد. در دفترچه راهنماي دستگاههاي جوجه كشي شركت دماوند به طور مختصر براي نگهداري هر پرنده نكات كليدي مطرح شده است.

۴-    واسطه ها : (هشدار)

پر ريسك ترين گزينه براي خريد تخم نطفه دار واسطه ها هستند و هرچه اين واسطه ها دور تر از شما باشند درجه ريسك بالاتر مي رود. متاسفانه چند وقتي است كه سايت هاي زيادي در اينترنت راه اندازي شده اند با شماره تلفن و حتي آدرس هاي ظاهرا واقعي ولي متاسفانه گزارش هايي كه ما داريم بيانگر كلاهبرداري هاي بسيار از متقاضيان خريد تخم نطفه دار بوده است. گاها شكايت هاي زيادي از اين افراد و سايت ها به پليس فتا شده و خيلي از مالباختگان به حقوق خود رسيدند ولي چه بسيار از خريداراني كه فرصت پيگيري و شكايت را نداشتند. نمونه اي از اين كلاهبرداري ها به اين صورت است كه هيچ كالايي براي مشتري نمي فرستند و يا تخم هاي بدون نطفه مي فرستند و در مواردي مشاهده شده تخم هايي كه به دلايلي تبديل به جوجه نشده اند را مجداد به بازار وارد مي كنند.

اگر مجبور شديد كه از واسطه هاي اينترنتي تخم نطفه دار تهيه كنيد به موارد زير دقت كنيد:

۱-       سايت داراي نماد اعتماد الكترونيك واقعي باشد.

۲-       آدرس دقيق و معتبر داشته باشد.

۳-       آدرس را بررسي كنيد و در صورت امكان خريد را حضوري انجام دهيد.

۴-       شماره حساب را از بانك استعلام كنيد و مطمئن شويد حساب قديمي و معتبر هست.

۵-       از واريز وجه به شماره حساب هايي كه كمتر از يك سال از تاريخ افتتاح آن مي گذرد پرهيز كنيد.

۶-       در صورت خريد و تاخير در پاسخگويي و مشاهده اولين نشانه هاي كلاهبرداري مراتب را سريعا به پليس فتا گزارش دهيد.

۷-       دقت كنيد كه شركت هاي واقعي توليد كننده دستگاه جوجه كشي خود مستقيم فروش تخم نطفه دار همه پرندگان را از طريق سايت انجام نميدهند و معمولا سايت هاي فروش دستگاه جوجه كشي كه برندهاي مختلف را با نام خود مي فروشند معمولا اقدام به واسطه گري در ضمينه فروش تخم نطفه دار انواع پرندگان مي نمايند.

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     پرورش غاز

 پرورش غاز در ايران به دليل خصوصيات منحصر به فرد نسبت به ساير پرندگان ، آسانتر بوده و همچنين سود اقتصادي بهتري هم دارد .اما به دلايل متفاوت پرورش غاز به طور صنعتي در ايران راه اندازي نشده است .

آناتومي غاز را مي توان اين طور توصيف كرد :
غاز پرنده اي با جثه متوسط و زيبا و باهوش مي باشد .
پا هايي بلند ، گردني دراز ولي در مقايسه با قو گردن كوتاه تر دارند ، سر بزرگ و بين دو چشم پوشيده با پر مي باشد .
دم بلند است و منقار نسبت به جثه باريك مي باشد .

غازها در طبيعت در جنگل هاي قطب شمال زيست مي كردند .
در اثر مهاجرت به اكثر نقاط زمين راه يافته اند .
ادامه حيات اين پرنده وابستگي زيادي به آب دارد .
غازها گياه خوار هستند و از گياهان مراتع و مزارع پرورش غاز تغذيه مي كنند .
همچنين از گياهان رشد يافته در آبگير ها تغذيه مي كنند.

غاز

نياز روز افزون انسان به غذا باعث شده تا دست به كار پرورش غاز بزند .
سود بيشتر پرورش غاز نسبت به پرورش بلدرچين باعث شده است تا پرورش دهندگان طيور تمايلي بيشتري نسبت به پرورش اين پرنده داشته باشند .
اين حيوان اقتصادي را در سيستم هاي پرورشي براي توليد پروتئين مورد نياز نگهداري و تكثير مي كنند .
اكثر نژادهاي اقتصادي غاز كه امروزه در مزارع معتبر پرورش غاز در دنيا ديده مي شود از نژاد غاز وحشي خاكستري حاصل شده اند.

۵ نژاد غاز رايج براي پرورش عبارت اند از :

 غاز نژاد تولوز ( tuolouse ) :
بهترين نژاد غاز براي استفاده در مزارع پرورش غاز از نظر توليد گوشت با جثه اي بزرگ و اصلاح شده است .
وزن نر تا ۱۱ كيلو هم مي رسد .
پر و بال خاكستري رنگ و منقار نارنجي مي باشد .
تعداد تخم گذاري اين نژاد غاز در سال ۲۵ الي ۴۰ عدد مي باشد.

غاز نژاد تولوز

غاز نژاد امبدن ( embden ):
مناسب جهت پرورش در مزارع پرورش غاز با هيكلي درشت و پر و بالي نارنجي سايه دار مي باشد .
وزن غاز نر ۹ كيلو و ماده تا ۸ كيلو هم مي رسد . ميزان تخم گذاري در سال ۳۵-۴۰ عدد مي باشد .

غاز-امبدن

 غاز نژاد چيني ( chinese ) :
اين نژاد در دو سويه ، غاز سفيد و غاز قهوه اي رايج است .
به لحاظ وزن و هيكل از دو نژاد قبلي سبك تر است .
كم تر در مزارع پرورش غاز ايران ديده مي شوند .
وزن نر ها حداكثر ۵/۵ و ماده ها يك كيلو كم تر مي باشد .
تعداد تخم گذاري غاز چيني در سال حدود ۴۰-۶۰ تخم مي باشد .

غاز چيني

 غاز نژاد افريقايي ( african ) :
غاز آفريقايي بدني طويل و جناغي كشيده دارد .
در زير منقار يك غبغب بلند دارد كه در اثر تغيرات دماي محيط تغيير رنگ مي دهد .
رنگ پرها حالت ابلغ دارد و قهوه اي با لبه هاي سفيد شايع ترين حالت پرهاي اين غاز است .
از نظر وزن شباهت زيادي به غاز چيني دارد .

غاز آفريقايي

غاز سفيد ايتاليايي :
نژاد غاز سفيد ايتاليايي ، مناسب تخم گذاري مي باشد و درصد جوجه درآوري آن زياد است .
معمولاَ به عنوان گله غاز مادري در مزارع پرورش غاز نگه داري مي شود .
غاز سفيد ايتاليايي سالانه بين ۶۰ تا ۷۰ عدد تخم  مي گذارد .
ميانگين وزن تخم اين نژاد غاز ۱۶۰ تا۱۸۰ گرم مي باشد .

غاز ايتاليايي

مزرعه پرورش غاز

معمولا غازها توسط مزرعه داران به طور محدود و در گله هاي كوچك نگهداري مي شوند .
در برخي كشورها پرورش غاز به طور صنعتي سال هاست كه رواج يافته .
اما در ايران كم تر به پرورش صنعتي غاز پرداخته شده است .
از آنجا كه غازها در برابر باكتري ها ، ويروس ها و ساير عوامل بيماري زا مقاوم هستند و كم تر بيمار مي شوند :
به راحتي مي توانند احتياجات غذايي خود را از مراتع سرسبز به دست آورند و نياز به تغذيه دستي آنان به حداقل مي رسد .

پرورش غاز در استان هاي شمالي ايران كمك فراواني به باغداران در هرس علف هاي هرز و دفع حلزون و ساير حشرات مي كند .
به طوري كه ديگر نياز به هزينه كردن براي اين كار ندارند .
شاليكاراني كه كار پرورش غاز هم انجام مي دهند بعد از درو شاليزار ها با رهاسازي غازها در شالي ، مزرعه را از وجود كرم ساقه خوار برنج ايمن مي كنند .

گله مولد در پرورش غاز

سن بلوغ كامل غاز ها دو سالگي مي باشد .
اين كه مي گوييم دو سالگي به خاطر اين است كه غاز ها بعد از يك سالگي شروع به توليد تخم مي كنند .
وليكن از نظر نطفه داري و كيفيت جوجه توليدي خوب نيست .
بنا بر اين تخم هاي توليدي از ابتداي سال سوم مناسب ترين تخم ها براي جوجه كشي غاز مي باشد .
براي داشتن يك گله غاز مولد با درصد نطفه داري بالاي تخم غاز هاي توليد شده لازم است تا حداقل هر ۲ غاز ماده يك نر داشته باشند .
البته اين مقدار مي تواند در ازاي هر ماده يك نر هم باشد . وليكن از نظر اقتصادي به صرفه نيست .

كله مولد غاز

تخم غاز

اندازه تخم غاز حدود دو برابر تخم مرغ مي باشد كه طبق ژورنال هاي علمي اين عدد ۱.۸ برابر مي باشد .
پوسته تخم غاز يك و نيم برابر ضخيم تر از پوسته تخم مرغ مي باشد .
تخم غاز از ۵۳ درصد سفيده و ۳۵ درصد زرده و ۱۲ درصد پوسته كلسيمي و آهكي تشكيل شده است .
از نظر وزن تخم غاز بين ۱۲۰ تا ۱۶۵ گرم وزن دارد وليكن مناسب ترين وزن براي جوجه كشي ۱۴۰ تا ۱۶۰ گرم مي باشد .
از يك تخم غاز با وزن ۱۵۰ گرم جوجه اي به وزن تقريبي يك صد گرم هچ خواهد شد .

تخم غاز

جوجه كشي غاز

جوجه كشي غاز در مزارع پرورش غاز اكثراَ با استفاده از دستگاه جوجه كشي و به صورت مصنوعي صورت مي گيرد .
طول دوره جوجه كشي در نژادهاي سبك ۲۸ تا ۳۰ روزاست .
در نژادهاي سنگين تر غاز مثل غاز نژاد اكرايني تا ۳۵ روز به طول مي انجامد .
جوجه كشي غاز ترفندهاي خاصي دارد و لازم است نكاتي را رعايت كنيد تا بهترين راندمان جوجه درآوري را داشته باشيد .
اين نكات مربوط به مسايل تنظيم دما و رطوبت و نوع گردش و هوادهي و … مي باشد .
در مقاله مربوطه ترفندهاي جوجه كشي غاز توضيح داده شده است .

جوجه كشي غاز

به طور كلي مقادير پارامترهاي دما و رطوبت دستگاه جوجه كشي غاز به شرح زير مي باشد .

جدول جوجه كشي غاز

جدول جوجه كشي غاز

جوجه غاز

جوجه غاز

سطح بدن جوجه غاز ها در لحظه هچ شدن پوشيده از كرك هاي زرد و نرم مي باشد .
براي گرم كردن جوجه غاز ها از مادر مصنوعي و يا لامپ هاي مادون قرمز حرارتي استفاده كنيد .
مهم ترين مرحله پرورش غاز ها ۲۰ روز ابتداي زندگي جوجه غاز ها مي باشد كه به شدت به سرما حساس هستند .
بايد براي آن ها فضايي مناسب فراهم كرد تا در اين ايام دماي بين ۲۸ تا ۳۵ درجه را داشته باشد .
به اين صورت كه سه روز اول دما حدود ۳۵ درجه سانتي گراد باشد . پس از آن هر روز نيم درجه از دما كاسته شود .
پرورش غاز را مي توانيد در فضاي باز و يا بسته نير انجام دهيد .
چنان چه از سالن براي پرورش غاز استفاده مي كنيد به تهويه آن توجه كنيد .
براي ساخت دانخوري و آبخوري براي اين پرنده مي توانيد مقاله چند روش ساخت دانخوري را مطالعه كنيد .

غاز

پرورش غاز

 

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     پرورش و تكثير فنچ به عنوان شغل سودآور

به طور كلي بسته به هدف از پرورش فنچ و مكان نگه داري آن ها ، پرورش فنچ ها به دو روش اصلي زير صورت مي پذيرد :

۱ . پرورش فنچ به عنوان پرنده خانگي : در اين روش يك جفت پرنده در يك قفس و يا حداكثر چند جفت پرنده در يك پرنده خانه در حياط ، پاسيو يا گلخانه منزل نگه داري و پرورش مي يابند .

۲ . پرورش فنچ و تكثير اقتصادي آن به عنوان يك شغل سودآور : در اين روش به منظور تكثير انبوه فنچ ، تعداد زيادي فنچ در قالب گله هاي مجزا به عنوان پرنده مولد در تعدادي پرنده خانه كه در يك سالن مناسب تعبيه شده اند ، نگه داري مي شوند .

كه البته در هر دو روش با توجه به سايز تخم پرنده استفاده از دستگاه جوجه كشي امكان پذير نيست.

صرف نظر از هدف و شيوه نگه داري و پرورش فنچ ، قفس يا پرنده خانه محل زندگي و زيست گاه پرنده بوده و تمام مراحل زندگي پرنده در داخل آن سپري مي شود . از اين رو پرورش دهنده فنچ بايد با درك نيازها و اصول نگه داري صحيح اين پرندگان ، قفس يا پرنده خانه مناسب را طراحي و اجرا نموده و بهترين و مناسب ترين شرايط محيطي را براي پرورش فنچ ها فراهم نمايد . بر خلاف طراحي قفس بلدرچين كه مي توان  در ساخت آن از توري هاي مشبك با ابعاد بزرگ تر استفاده كرد در ساخت قفس فنچ بايد توري مناسب تهيه شود به طوري كه پرنده يا جوجه هاي آن نتوانند از قفس خارج شوند .

هنگام پرورش فنچ براي احساس راحتي فنچ ها در قفس يا پرنده خانه مي بايست شرايط محيط داخل آن ها طوري طراحي و ساخته شود كه راحتي و آرامش پرنده تامين شود . فنچ ها برخلاف طوطي سانان نمي توانند بر روي ديواره هاي قفس بخزند و بازي كنند . از اين رو پرواز ، تنها وسيله ورزش موثر آن ها است . بنابراين طول قفس نگه داري فنچ ها بايستي حتي الامكان زياد باشد تا امكان پرواز مناسب را براي آن ها فراهم كند .

شكل و ابعاد قفس يا پرنده خانه بايد به گونه اي باشد كه تمام جاهاي آن در دسترس و قابل نظافت باشد . درهاي قفس بايد به اندازه كافي بزرگ باشد كه امكان وارد كردن دست و گرفتن پرنده ها فراهم باشد و در حدي بزرگ نباشد كه باعث فرار پرنده از قفس شود . در يك قفس به هيچ وجه نبايد كم تر از يك جفت پرنده نگه داري شود و نگه داري تعداد بيشتر با رعايت تراكم مناسب پرنده در واحد سطح ، امكان پذير است و بستگي به ميزان بزرگي قفس دارد . در هر صورت بهتر است در يك قفس بيش از سه جفت فنچ نگه داري نشود و براي پرورش فنچ در تعداد بيشتر ( تا حداكثر ۴۰ جفت ) بايد از پرنده خانه هايي با ابعاد مناسب ( حدودا ۸ متر مربع مساحت و با ارتفاع ۲ متر ) استفاده شود . در هنگام آماده سازي قفس يا پرنده خانه براي فنچ ها سعي شود بزرگ ترين قفس ممكن تهيه و در صورت امكان پرنده خانه مناسب ساخته شود .

در ساخت قفس يا پرنده خانه رعايت موارد ذيل الزامي است :

۱ . اجتناب از طراحي هاي تزئيناتي پيچيده و ايجاد فضاهايي كه نظافت آن ها سخت است .

۲ . اجتناب از ساخت ساختارهاي استوانه اي كوتاه يا بلند در قفس هاي كوچك

۳ . ممانعت از وجود شكاف هايي كه ممكن است انگشتان پاي پرنده در آن گير كند .

۴ . عدم تعبيه وسايلي از جنس فلزات سمي مثل برنز يا مس

۵ . عدم تعبيه وسايلي كه رنگ آن ها در حال جدا شدن است .

۶ . عدم استفاده از چوب هاي سمي ( چوب برخي گياهان براي فنچ ها سمي است ) به عنوان چوب نشيمن

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     انتخاب تخم بلدرچين مناسب جهت استفاده در ماشين جوجه كشي

انتخاب تخم بلدرچين براي پرورش بلدرچين بسيار مهم است. در حقيقت كيفيت جوجه هاي توليدي ارتباط زيادي به خصوصيات تخم دارد  (اندازه، وزن، شكل و غيره).

همان گونه كه قبلاً ذكر شد تمامي تخم ها ي يك گروه بلدرچين تخم گذار به يك اندازه نيستند و ارتباط زيادي به سن پرنده دارند. تخم هاي اوليه عموماً كوچك بوده و جهت جوجه كشي مناسب نيستند. در واقع بزرگي جوجه بستگي به وزن تتخم دارد. جوجه هاي كوچك ضعيف تر بوده و جزو توليدات حذفي به شمار مي آيند. در صورت پرورش جوجه ي كوچك وزن كمتري در مقايسه با جوجه هاي بزرگتر عايد مي شود. علاوه بر اين به نظر مي رسد كه تخم هاي كوچك فاقد مواد غذايي كافي و لازم جهت تكميل رشد جوجه در داخل تخم باشند. اين پديده در دستگاه جوجه كشي زمان بيرون آمدن جوجه از تخم مسئله ساز است. بنا به دلايل ديگري تخم بلدرچين بسيار بزرگ نيز مناسب جوجه كشي  نمي باشد. تخم بلدرچين جهت جوجه كشي مي بايستي فرم مناسب و پوسته ي سالمي داشته باشند. جنسيت جوجه ها هيچ ارتباطي به بزرگي يا كوچكي، رنگ و فرم تخم ها ندارد و زماني كه تخم نطفه داري توليد مي شود طبيعت به بهترين نحو از جنين داخل آن محافظت مي كند. جنين در روي زرده تخم قرار دارد و زرده در قسمت مركزي توسط دو رشته ي طناب مانند به حالت معلق نگه داري و محافظت مي شود.

از جمله شرايط لازم جهت به دست آوردن جوجه ي بيشتر، عملكرد و مديريت صحيح پرورش دهنده است. تميز كردن تخم ها در حالت خشك بهتر از شستن آنهاست. در حالت دوم لايه ي طبيعي محافظ پوسته ي تخم بلدرچين برداشته شده و خطر ضايع شدن تخم ها افزايش مي يابد. بطور معمول مدت زمان نگه داري تخم بلدرچين براي جوجه كشي نبايد بيشتر از ۷ روز باشد. هرچه تعداد روزهاي نگه داري تخم ها افزايش يابد خطر بيرون نيامدن جوجه ها نيز زياد مي شود به گونه اي كه در ۳ هفتگي به ۲۵ درصد و در ۴ هفتگي به ۱۰ درصد مي رسد.

حداكثر دما براي نگه داري تخم بلدرچين براي جوجه كشي ۱۵ درجه ي ساتي گراد است (نبايد تخم ها در دماي زير ۴/۴ و بالاي ۲۰ درجه سانتي گراد نگه داري شوند) در اين حالت تا يك هفته تخم ها مي بايستي در ماشين جوجه كشي وارد شوند. اگر اين زمان قرار است افزايش پيدا كند بهتر دماي محيط حدود ۱۲ درجه ي سانتي گراد بوده و رطوبت در حد ۷۰ تا ۸۰۰ درصد باشد. تخم هايي كه براي مدت ۵ تا ۶۶ روز انتظار ماشين جوجه كشي را مي كشند نيازي به اعمال بعضي اقدامات (مانند چرخش) در انبار را ندارند.

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

     آيا خريد دستگاه جوجه كشي دست دوم مقرون به صرفه است؟

 محاسن و معايب خريد دستگاه جوجه كشي دست دوم

محاسن

۱-     قيمت ارزان دستگاه جوجه كشي دست دوم نسبت به دستگاه نو

معايب

۱-      انتقال باكتري ها و ميكروب ها و ساير آلودگي هاي عفوني

۲-     نداشتن گارانتي شركتي و پشتيباني پس از فروش

۳-      فرسودگي و پوسيدگي كه باعث طول عمر كمتر دستگاه مي‌شود

۴-     هزينه هاي نگهداري بالا

۵-     به دليل رشد باكتري ها در محفظه دستگاه در طول مدت استفاده بازدهي كمتري دارند

 در كل توصيه مي كنيم از انتخاب دستگاه دست دوم در سايزهاي بالاتر از ۱۰۰ عدد تخم مرغ (دستگاه جوجه كشي صنعتي و نيمه صنعتي) خودداري كنيد زيرا در صورت آلوده بودن دستگاه جوجه كشي با خسارت وارده ازهچ نشدن جوجه ها زيان خواهيد كرد.

چنانچه به خريد دستگاه جوجه كشي دست دوم اصرار داريد حتما دستگاهي را انتخاب كنيد كه توليد شده توسط يك شركت معتبر و خوش نام سازنده دستگاه جوجه كشي باشد تا در صورت نياز به پشتيباني به توانيد از خدمات پس از فروش آن بهره ببريد.

در خريد دستگاه هاي جوجه كشي خانگي دست دوم محدوديت ها كمتر است چنان چه دستگاه هاي جوجه كشي با ظرفيت  ۱۰ عددي تخم مرغ  ۱۲ تايي تخم مرغ تا ۲۴ عددي تخم مرغ و ۴۸ عددي انتخاب كرديد دقت كنيد تا اگر از جنس پلاستيك ساخته شده اند در بدنه دستگاه جوجه كشي پلاستيكي شكستگي ايجاد نشده باشد.

 دستگاه هاي جوجه كشي كوچك را مي توانيد معمولاً با قيمت هاي پايين تر از شركت هاي توليد كننده دستگاه جوجه كشي به صورت دست دوم از افرادي كه قبلا دستگاه خريداري كرده اند و ديگر نيازي به آن ندارند. خريداري كنيد.

در هنگام خريد دقت كنيد تا سنسور هاي دما و رطوبت دستگاه جوجه كشي دقت لازم را داشته باشند و از اين كه شركت توليد كننده قطعات يدكي دستگاه جوجه كشي را موجود دارد مطمئن شويد براي اين كار مدل دستگاه را به شركت توليد كنند اعلام نموده و استعلام قطعات بگيريد.

 قبل از خريد ماشين جوجه كشي عملكرد دستگاه را حداقل به مدت يك ساعت مشاهده نماييد و سپس پول را به خريدار پرداخت نماييد و از خريد اينترنتي و تلفني دستگاه هاي جوجه كشي دست دوم از افراد ناشناس كه امكان دسترسي به آنها براي شما مقدور نيست خودداري نماييد

يك پيشنهاد عالي

به شما توصيه مي كنيم چنانچه بودجه كافي براي خريد دستگاه جوجه كشي دلخواه خود را از برندهاي معتبر نداريد موضوع را با واحدهاي فروش آنها در ميان گذاشته تا شما را از تخفيف هاي دوره اي و يا گاها از وجود دستگاههاي استوك كارخانه اي كه معمولاً به دليل خط و خش و يا ايرادات ظاهري كه در روند توليد پيش مي‌آيد آگاه كنند تا بتوانيد با قيمت مناسب دستگاه جوجه كشي نو و سالم تري تهيه كنيد

 اين گونه دستگاه ها به مراتب بهتر از دستگاه هاي جوجه كشي دست دوم كاركرده از نظر مالي و بهداشتي خواهند بود

 شركت بلدرچين دماوند گاهاَ دستگاه هايي كه در باربري ها دچار آسيب هاي جزئي شده ولي قابليت استفاده بدون هيچ مشكلي را دارند و يا در روند توليد به دليل مشكلات رنگ بدنه يا خط و خش ظاهري داراي اشكالات جزئي هستند را به طور مشخص به صورت ارزان قيمت در سايت فروش دستگاه جوجه كشي با عنوان دستگاه جوجه كشي استوك حراج مي نمايد

 شما مي‌توانيد براي خريد اين گونه دستگاه هاي جوجه كشي استوك به سايت شركت مراجعه كنيد و يا در ساعات كاري با واحد فروش شركت تماس بگيريد.

           ادامهـ مطلبـ      |      نظرات (0)   

   درباره ما

افراد آنلاين : 1 | بازديد امروز : 13 | بازديد ديروز : 29 | بازديد كل : 3315

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان